سایت شهیدابراهیم هادی
ظاهرا هرکسی را بهر کاری ساختند کار ماایرانیان دفع بلا از کربلاست
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
کارنامه عملیات ها
جنگ دفاع مقدس
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
به عنوان یک نیروی داوطلب حاضرید به به کشورهایی مثل سوریه فلسطین و...اعزام بشید وبه ذفاع از خون مظلومی بپردازید؟





آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره ما

زینب جان!

شرمنده ایم كه بهای حسینی شدن ما بی"حسین " شدن تو بود!

و شرمنده تر آنكه ، تو بی" حسین" بمانی و ما حسینی نباشیم!
جستجو


وصیت شهدا
وصیت شهدا
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
mohtava dar inja
ابر برچسب ها
ddd , 

((بسم الله الرحمن الرحیم))


«دولت و ملّت،همدلی و هم زبانی»


حواسمان هست یا نه؟


  اگرشهیـــد نشویم باید بمیـــریم...


راه سـومی نیسـت.


  

گر دلم مینوشت ،زبانم میمرد

گر زبانم میگفت ،دلم میشکست

سکوت تنها چاره ی من بود

آنجا که قلبم شکست

دردهایم را فقط، آسمان می دانست

ستاره ها یگانه شاهدم بودند...

عیبشان این بود

حرف هاشان را ستاره ای می گفتند!

زبان شان را زمینی ها نمی دانستند...

من می دانستم، اما ...

سکوت تنها چاره ی من بود.

سکوت و انتظار ...

که

این جماعت شهادت مرا نمیپذیرند.



ای کشتگان عشق ، برایم دعا کنید

    یعنی نمی شود که مرا هم صدا کنید؟

                                                     ای مردمان رد شده ار هفت شهر عشق…

                                                      رحمی به ساکنین خم کوچه ها کنید…

    این دست های خسته ی خالی دخیلتان

     درد مرا به حکم اجابت دوا کنید

                                                   کوچیده اید زود مگر صبرتان کجاست ؟…

                                                    من می رسم تو را به خدا پابه پا کنید …


                                                        یک کوله بار حادثه و یک کوره راه عمر…

                                                        باید  گذشت ، برایــم  دعـــا  کنـیـــد…




                                      پناهیان و شهید هادی کجباف

به گزارش خبرگزاری تسنیم، در پی سخنان حماسی همسر شهید «هادی کجباف» که تروریست‌های تکفیری برای عودت پیکرش شرط تعیین کرده بودند، حجت الاسلام علیرضا پناهیان متن کوتاهی را به این همسر شهید و خانواده‌اش تقدیم کرد:

«وقتی پیام حماسی خانواده شهید کجباف را شنیدم، یاد کربلا و ام‌وهب افتادم. سر فرزند شهیدش را که دشمنان به خیمه‌گاه انداخته بودند، به میان دشمنان پرتاب و آنان را تحقیر کرد. خدایا این قربانی را با اصحاب اباعبدالله الحسین(ع) محشور کن که چنین خانواده شجاعی دارد و مایۀ اقتدار جبهه مظلوم مقاومت شده است. جا دارد در تقدیر از این همسر گرامی شهید سروده‌ها سر داده شود و به‌عنوان الگوی انقلابی‌گری و مجاهدت به تمام جهانیان نشان داده شود. خانواده‌های شهدا همیشه این‌چنین تضمین کننده تداوم حماسۀ شهیدان بوده‌اند و خواهند بود و راهی را که پررهرو خواهد بود، پرفروغ نگه می‌دارند».

گفتنی است همسر این شهید در ابتدای مراسمی که برای یادبود این شهید در اهواز برگزار شده بود، با توجه به قرارداشتن پیکر شهید در دست تروریست‌های تکفیری از نارضایتی خود از معامله پیکر شهید با تروریست‌ها خبر داد و گفت: «هیچ‌گاه به خواسته دشمنان اسلام و شیعیان تن نمی‌دهیم و هیچ‌یک از اسیران آنها را با پیکر پاک شهیدانمان معاوضه نخواهیم کرد. ما پیکر عزیزمان را در راه خدا داده‌ایم و آنچه را در این راه دادیم، پس نمی‌گیریم.

«شنیده‌ایم که برای تحویل شهید عزیزمان دشمن پیشنهاد هزینه‌ای گزاف داده است، ولی به‌عنوان خانواده شهید راضی به این کار نیستیم، حاضر نیستیم حتی یک ریال نیز برای تحویل پیکر پاک شهیدانمان به داعش پرداخت شود، چرا که داعش، این پول را علیه دیگر عزیزان ما به کار خواهد گرفت. اگر بناست پیکر شهید کجباف با گروگان‌های داعش عوض شود یا مبلغی ولو یک دلار از طرف دولت برای بازگشت پیکر شهید به تکفیری‌ها پرداخت شود تا تروریست‌ها با این پول علیه شیعه اقدام کنند به هچ وجه راضی نخواهم بود».



موضوع : یادی از مدافعان حرم حضرت زینب(س) , 
جمعه 11 اردیبهشت 1394 05:00 ب.ظ

دانش آموز شیرازی: به زور ما را به استقبال روحانی آوردند! اگر به استقبال نمی آمدیم، ۳ نمره انضباط را از دست می دادیم.

[http://www.aparat.com/v/8AGpi]


موضوع : اخبار , 
جمعه 11 اردیبهشت 1394 04:54 ب.ظ

به قطع و یقین شهید مهدی صابری فرمانده گروهان خط شکن علی اکبر علیه السلام یکی از شجاعترین و دلیرترین فرماندهان میدانی تیپ فاطمیون بود.

 در یکی از عملیات ها در شهر حلب در حالی که دشمن تکفیری با موشک های بسیار پیشرفته کورنت و تاو نسل 2 (اهدایی اسرائیلی ها و آمریکایی ها به جبهه النصره و ارتش آزاد) ادوات زرهی رو به آتش می کشید و به همین علت هم هیچ تانک و نفر بری جرات مانور قدرت در آن عملیات رو نداشت به آقا مهدی اطلاع می دهند که عده ای از رزمندگان فاطمیون زخمی شده اند و به دلیل آتش سنگین دشمن و از جمله استفاده از موشک های هدایت شونده تاو ، امکان جابجایی مجروحین وجود نداره! این فرمانده شجاع بدون تردید و مصلحت اندیشی های دنیوی سراغ یک نفربر می ره و با علم به اینکه ممکنه مورد اصابت موشک قرار بگیره و زنده زنده در آتش بسوزه ابراهیم وار ، وارد آتش میدان دشمن می شه و تک و تنها به سراغ مجروحین می ره و همه اونها رو یکی یکی سوار نفر بر می کنه و به سلامت بیرون میاد...




موضوع : یادی از مدافعان حرم حضرت زینب(س) , 
چهارشنبه 9 اردیبهشت 1394 01:43 ب.ظ

دفاع جانانه

رهبر انقلاب اسلامی:
ایران در مسائل کشورها دخالت نکرده و نخواهد کرد اما جایی که مورد تهاجم قرار بگیریم جانانه دفاع خواهیم کرد.
۱۳۹۴/۰۱/۳۰



موضوع : امام خامنه ای , 
پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 07:13 ق.ظ
به گزارش پایـگاه جوان انقلابی  ؛ آیت الحق مرحوم حاج میرزا علی قاضی طباطبائی درباره ماه‌های رجب، شعبان و رمضان فرمود:

ـ

javanenghelabi - ghazi

ـ

هان!‌ ای برادران عزیز و گرامیم؛ آگاه باشید! متوجّه و هشیار باشید که ما در قرقگاه زمانی (ماه‌های رجب، شعبان و رمضان) داخل شده‌ایم!

ـ

و همان‌گونه که در زمین‌های حرم باید از محرّمات اجتناب نمود و ارتکاب یک سلسله اعمالی که در جایی جرم نیست، امّا در حرم جرم محسوب می‌شود، در این ماه‌ها هم که قرقگاه زمانی محسوب می‌شوند، چنین است و باید با هشیاری و مواظبت در آن وارد شد و به‌‌ همان نحو که در قرقگاه مکانی که حرم است، انسان به کعبه نزدیک می‌شود، در این ماه‌ها هم که قرقگاه زمانی است، انسان به مقام قرب خداوند می‌رسد. پس چقدر نعمت‌های پروردگار بر ما بزرگ و تمام است؟! و او هرگونه نعمتی را بر ما تمام نموده است.

ـ
پس حال که چنین است، قبل از هر چیز، آنچه که بر ما واجب و لازم می‌باشد، توبه ایست که دارای شرایط لازم و نمازهای معلومه است۱ و پس از توبه، واجب‌ترین چیز بر ما، پرهیز از گناهان صغیره و کبیره است تا جایی که توان و قدرت و استطاعت داریم!.

ـ
پس به راستی، هر کسی که در صدد متذکّر شدن به ذکر حقّ و در مقام خشیّت از ذات اقدس حضرت حقّ متعال بوده باشد، می‌تواند از راه مراقبه و محاسبه و معاتبه و معاقبه متذکّر گردد!.

ـ
پس از این مرحله، با دل‌های خود، به خداوند رو آورده، بیماری‌های گناهانتان را معالجه و مداوا نمائید و به وسیلۀ استغفار، بزرگی و سنگینی عیوب خود را کاهش دهید و بپرهیزید از اینکه حریم الهی را بشکنید و پرده‌های حجاب را بالا زده، حرمت حرم را هتک نمائید!

ـ

زیرا به راستی چنین شخصی در نظام تکوین بی‌آبرو و مهتوک است؛ گرچه خداوند کریم از روی کرمش، به حسب ظاهر، آبروی او را حفظ نماید و همین جزای اوست و نیازی به مجازات پروردگار ندارد!.

ـ

ـ
و امّا دستورالعمل این سه ماه:

ـ
۱. بر شما باد به اینکه نمازهای فریضۀ خود را با نوافل آنکه مجموعاً پنجاه و یک رکعت است، در بهترین اوقاتشان انجام دهید و اگر نتوانستید چهل و چهار رکعت آن را به جا بیاورید.

ـ

۲. و امّا در مورد نافلۀ شب، به خصوص باید بدانید که: انجام دادن آن در نظر مؤمنان و سالکان حضرت معبود، از واجبات است و هیچ چاره‌ای جز به جا آوردن آن نیست.

ـ

۳. بر شما باد به قرائت قرآن کریم در نافله‌های شب! که انسان را حرکت داده، سیر او را سریع می‌نماید و برای او بسیار مفید است. پس تا می‌توانید در شب‌ها قرائت قرآن کنید، زیرا قرائت قرآن شراب مؤمنان است.

ـ
۴. بر شما باد به انجام دادن اوراد و أذکاری که هر یک از شما به عنوان دستور در دست دارید و بر شما باد به مداومت سجدۀ یونسیّه و گفتن ذکر یونسیّه: «لا إلهَ إلا أنتَ سُبحانکَ إنی کُنْتُ مِن الظالمین۷» در سجده از پانصد تا هزار مرتبه.

ـ
۵. بر شما باد به زیارت مشهد اعظم، که مراد‌‌ همان حرم مطهّر امیرمؤمنان (ع) و قبر نورانی آن بزرگوار است و نیز سایر مشاهد مشرّفۀ اهل‌بیت (ع) و مساجد معظّمه، مانند: «مسجد الحرام»، «مسجدالنّبی»، «مسجد کوفه»، «مسجد سهله» و به طور کلّی هر مسجدی از مساجد؛ زیرا مؤمن در مسجد، همانند ماهی است در آب دریا!

ـ

۶. هیچ‌گاه پس از نمازهای واجب خود، تسبیحات حضرت صدّیقه (س) را ترک ننمایید؛ زیرا این تسبیحات، یکی از انواع «ذکر کبیر» شمرده شده است.

ـ
۷. یکی از وظایف مهم و لازم برای سالک إلی‌الله، دعا برای فرج حضرت حجّت (عج) در قنوت «وَتْر» است. بلکه باید در هر روز و در همۀ اوقات و همۀ دعا‌ها، برای فرج آن بزرگوار دعا نمود.

ـ
۸. یکی دیگر از وظایف لازم و مهم، قرائت زیارت جامعه، معروف به «جامعۀ کبیره» در روز جمعه است.

ـ
۹. لازم است که قرائت قرآن حتماً کمتر از یک جزء نباشد.

ـ
۱۰. تا می‌توانید بسیار به دیدار و زیارت برادران نیکوکار خود بشتابید؛ زیرا به راستی آن‌ها برادرانی هستند واقعی که در تمام مسیر، همراه انسانند و با رفاقت خویش، آدمی را از تنگنا‌ها و عقبات نفس عبور می‌دهند!.

ـ
۱۱. به زیارت اهل قبور ملتزم باشید؛ ولی نه به صورت مداوم و همه روزه (مثلاً در هفته، یک روز انجام بگیرد) و نباید زیارت قبور در شب واقع گردد.


یکشنبه 30 فروردین 1394 01:04 ب.ظ
احمدی روشن

رهروان ولایت ـ یکی از دستورات دینی ما مبارزه با نفس امَاره است، که اگر انسان همیشه به دنبال دلش برود و هرچه دلش خواست انجام بدهد، نفس سوار انسان شده و به هر راهی که بخواهد او را خواهد کشاند، ولی انسان‌های زیرک خوب این دشمن درونی را می‌شناسند و با او مخالفت می‌کنند و نفس امَاره و به تعبیر دیگر، شیطان درون خود را، به بند کشیده‌اند تا خودشان آزاد باشند.

یکی از راه‌های مبارزه با هوای نفس مخالفت با این خواسته‌هاست. کسی که در مشاجره و نزاع داد می‌زند و خدای ناکرده فحش و ناسزا می‌گوید، او در بند هوای نفس خودش اسیر شده و به دستورات نفس امَاره‌اش گوش می‌کند، اگر انسان بتواند در موقعی که ناراحت است و عصبانی شده خود را کنترل کند، خیلی در خودسازی موفق بوده و نفس خود را ساخته و به مقاماتی رسیده و درب توفیقات الهی را به روی خود گشوده است.

مادر احمدی روشن از فرزندش می‌گوید: که چه اعتقادی داشت و چگونه خودسازی کرده و نفس امَاره‌اش را به بند کشیده بود!
یک دفعه که به شرکت رفتم، مصطفی پشت میزش ننشسته بود، گفت مامان، من هیچ وقت پشت این میز نمی‌نشینم، این میز اگر وفادار بود، به‌‌ همان اولی وفا می‌کرد، حدود دو ماه بعد از آن شهید شد. هیچگاه به پست و مقام، دل خوش نمی‌کرد، پست و مقام را اگر می‌خواست، برای خدمت می‌خواست.
مصطفی مثل همه ما بود، فقط زرنگی که داشت خیلی خوب می‌توانست مبارزه با نفس کند، می‌گفت گاهی اوقات عصبانی می‌شوم ولی آنقدر به خودم فشار می‌آورم که داد نزنم.[1]
روحش شاد و راهش برای سرفرازی این مملکت پر رهرو باد.



موضوع : شهدای هسته ای ایران , 
یکشنبه 30 فروردین 1394 12:53 ب.ظ
     هر که از تن بگذرد جانش دهند         هر که جان درباخت جانانش دهند
              هر که گردد مبتلای درد عشق            از وصال دوست درمانش دهند
              هر که بی سامان شود در راه عشق      در دیار دوست سامانش دهند



قبل از شروع مراسم عقد، علی آقا رو به من کرد و گفت: شنیده‌ام که عروس در مراسم عقد
هرچه از خداوند بزرگ بخواهد، اجابتش حتمی است. نگاهش کردم و گفتم: چه آرزویی داری؟
در حالی که چشمان مهربانش را به زمین دوخته بود گفت: اگر علاقه‌ای به من دارید
و اگر به خوشبختی من می‌اندیشید، لطف کنید و از خدا برایم شهادت را بخواهید.
از این جمله علی تنم لرزید. چنین آرزویی برای یک عروس، در استثنایی ترین روز زندگی،
بی نهایت سخت بود. سعی کردم طفره بروم اما علی قسم داد در این روز این دعا را
در حقش کرده باشم، بناچار قبول کردم ...
هنگام جاری شدن خطبه عقد از خداوند بزرگ، هم برای خودم وهم برای علی طلب شهادت کردم
و بلافاصله با چشمانی پراز اشک، نگاهم را به صورت علی دوختم، آثار خوشحالی
در چهره‌اش آشکار بود. از نگاهم فهمیده بود که خواسته‌اش را بجای آوردم.
مراسم ازدواج ما در محضر شهید آیت الله مدنی و تعدادی از برادران پاسدار برگزار شد
و نمی‌دانم این چه رازیست که همه پاسداران این مراسم، داماد مجلس و آیت الله مدنی،
همگی به فیض شهادت رسیدند.


موضوع : زندگینامه برخی ازشهدا , 
شنبه 29 فروردین 1394 11:08 ب.ظ


چند بار پیش اومد وقتی عکس‌های سوریه‌ اش رو در لپ تاپش نشان میداد، ازش خواستم یکی دو تا عکس بهم بده اما هیچوقت نداد! نمی‌خواست عکسی از خودش یا بچه‌ هایی که اونجا هستن جایی منتشر بشه. یکی از عکس‌هایش که خیلی اصرار کردم برای داشتنش، عکسی بود که در صحن حرم مطهر حضرت زینب (س) - بعد از عملیات آزادسازی «حُجیرة» و ورود به حرم از این منطقه - با لباس نظامی گرفته بود. بشدت به این عکس افتخار می‌کرد. می‌گفت خیلی دوست داشت که هر جور شده در حرم حضرت زینب (س) یک عکس با لباس نظامی بگیره و بالاخره با تمام محدودیت‌ها برای ورود به حرم با این لباس، به عشق خانم زینب (س) دل را زده بود به دریا و چند نفری با لباس رفته بودند داخل. بعد شهادتش نگاه به این عکس‌ کوهی از حسرت روی دوشم می‌گذاره. یک عمر زیارت عاشورا خواندیم و در پیشگاه امام حسین (ع) و اولاد و اصحابش ادعا کردیم که «یا لیتنا کنا معکم» و به زبان گفتیم «لبیک یا حسین» و این اواخر باز هم با ادعا گفتیم «کلنا عباسک یا زینب» و در گفتن ماندیم که ماندیم...



موضوع : یادی از مدافعان حرم حضرت زینب(س) , 
KHAMENEI.IR منتشر کرد

پاسخ رهبر انقلاب به ۱۱ پرسش درباره مسئله هسته‌ای

خبرگزاری تسنیم: پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای به یازده پرسش درباره مسئله هسته‌ای با استفاده از بیانات رهبر انقلاب در چند ماه اخیر پاسخ داد.

1. چرا رهبر انقلاب با انجام «مذاکرات هسته‌ای» موافقت کرده‌اند؟


1. چرا رهبر انقلاب با انجام «مذاکرات هسته‌ای» موافقت کرده‌اند؟


3. نظر رهبر انقلاب درباره تیم مذاکره کننده‌ی هسته‌ای ایران چیست؟


4. علت نگرانی رهبر انقلاب نسبت به مذاکره با آمریکا چیست و چرا به آن خوشبین نیستند؟


5. آیا ایران با آمریکا بر سر موضوعات غیرهسته‌ای هم مذاکره می‌کند؟


6. سرانجام تحریم‌ها در توافق هسته‌ای چگونه باید باشد؟


7. ضرورت حفظ و صنعتی‌کردن فناوری هسته‌ای چیست؟


8. حدود و شیوه نظارتها بر فعالیتهای هسته‌ای ایران باید چگونه باشد؟


9. موضع رهبر انقلاب درباره مذاکرات لوزان چیست؟


10. آیا جزئیّات مذاکرات هسته‌ای تحت نظر رهبری است؟


11. دولت با منتقدین هسته‌ای چگونه باید رفتار کند؟


برای پاسخ به سوالات به ادامه مطلب مراجعه کنید




موضوع : امام خامنه ای , 


تصویر آرشیوی از یک نیروی یگان مخابرات در جنوب شرق کشور

دو تن از نیروهای مخابرات سپاه پاسداران در جنوب استان سیستان و بلوچستان در نزدیکی مرز پاکستان توسط تروریست‌ها به شهادت رسیدند. 

رشید پارسایی، فرماندار شهرستان مهرستان روز پنج شنبه ضمن تایید کشته شدن این دو نفر گفت آنها در مسیر بازگشت از مناطق کوهستانی اطراف این شهر بودند که هدف تروریست‌ها قرار گرفتند.

پارسایی گفت: «اشرار مسلح این دو افسر را هنگام پایین آمدن از کوه بیرک به شهادت رساندند.»

هویت دو افسر مقتول که در یگان مخابرات سپاه در استان کرمان فعالیت می‌کردند، مرتضی محمد باقری و محمد محمدی سلیمانی اعلام شد.

این در حالی است که تروریست‌ها روز دوشنبه در منطقه‌ای مرزی در شهر نگور هشت تن از نیروهای مرزبانی ایران را کشته و به پاکستان گریختند. این حادثه بعد از آن روی داد که نیروهای سپاه پاسداران یک گروه تروریستی را اوایل همان روز در آن منطقه متلاشی کردند.



موضوع : اخبار , 
شنبه 22 فروردین 1394 02:16 ب.ظ

مردى به همسرش گفت : برو خدمت حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام از او بپرس آیا من از شیعیان شما هستم یا نه ؟

آن زن خدمت حضرت زهرا علیهاالسلام رسید و مطلب را پرسید. حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمود:

- به همسرت بگو اگر آنچه را که دستور داده ایم بجا مى آورى و از آنچه که نهى نموده ایم دورى مى جویى از شیعیان ما هستى وگر نه شیعه ما نیستى.

زن به منزل برگشت و فرمایش حضرت زهرا علیهاالسلام را براى همسرش ‍ نقل کرد. مرد با شنیدن جواب حضرت سخت ناراحت شد و فریاد کشید:

- واى بر من! چگونه ممکن است انسان به گناه و خطا آلوده نباشد؟بنابراین من همیشه در آتش جهنم خواهم سوخت، زیرا هرکس از شیعیان ایشان نباشد همیشه در جهنم خواهد بود.

زن بار دیگر محضر فاطمه علیهاالسلام رسید و ناراحتى و سخنان همسرش ‍ را نزد آن حضرت بازگو نمود.

حضرت زهرا علیهاالسلام فرمود: به همسرت بگو؛ آن طور که فکر مى کنى نیست. چه اینکه شیعیان ما بهترین هاى اهل بهشتند ولى هرکس ما را و دوستان ما را دوست بدارد دشمن دشمنان باشد و نیز دل و زبان او تسلیم ما شود، ولى در عمل با اوامر و نواهى ما مخالفت کرده، مرتکب گناه شود، گرچه از شیعیان واقعى ما نیست اما در عین حال او نیز در بهشت خواهد بود، منتهى پس از پاک شدن گناه.

آرى ! به این طریق است که به گرفتاریهاى (دنیوى) و یا به شکنجه مشکلات صحنه قیامت و یا سرانجام در طبقه اول دوزخ کیفر دیده ، پس از پاک شدن از آلودگیهاى گناه به خاطر ما از جهنم نجات یافته، در بهشت و در جوار رحمت ما منزل مى گیرد.

منبع:باشگاه خبرنگاران



موضوع : غربت اهل بیت , 
شنبه 22 فروردین 1394 02:06 ب.ظ

مادر شدی که نوحه ی فرزند سر کنی/شاید جهان بی خبری را خبر کنی/مادر شدی اگرچه زمانه امان نداد/آغوش خویش وقف سرور پسر کنی/با قامت رشادت ، آنقدر خم شوی/تا راحت از حصار مصیبت گذر کنی.../بنشین و بر مزار پسر شمع شو ، بسوز !/تا شام شوم مظلمه را در به در کنی/تابوت شرحه شرحه ی فرزند را مگر/مانند پاره پاره ی قرآن به سر کنی


موضوع : عکس , 
شنبه 22 فروردین 1394 02:05 ب.ظ


خبرگزاری فارس: هلاکت تروریست‌ها در برکه کوهستانی/ جلوگیری از عملیات انتحاری در ۲۲ بهمن و عید نوروز/ تروریست‌ها ۳ ماه زیر نظر بودند

گروه امنیتی دفاعی خبرگزاری فارس- چند روز قبل، روابط عمومی قرارگاه قدس نیروی زمینی سپاه در اطلاعیه‌ای اعلام کرد: یک تیم تروریستی وابسته به سرویس‌های جاسوسی بیگانه در منطقه «قصر قند» و «نیک شهر» در جنوب شرق کشور با اقدام قاطع رزمندگان قرارگاه نیروی زمینی سپاه منهدم و اعضای آن به هلاکت رسیدند.


این اطلاعیه افزود: این عملیات پس از یک سلسله عملیات شناسایی، تعقیب و گریز طی روزهای اخیر انجام و مقادیر قابل توجهی سلاح، مهمات و تجهیزات ارتباطی آنان به دست رزمندگان این قرارگاه افتاد.

در همین راستا، خبرنگار دفاعی خبرگزاری فارس به جزییات بیشتری از این عملیات بدست آورد که در زیر می‌خوانید:

بر پایه اطلاعات بدست آمده، جزییات شناسایی و کار اطلاعاتی بر روی گروه تروریستی مذکور از حدود 3 ماه قبل در بهمن ماه سال 93 در قرارگاه قدس نیروی زمینی سپاه آغاز می‌شود و در بیستم همان ماه، اولین عملیات نظامی علیه این گروه انجام می‌شود.

این عملیات نظامی برای ممانعت از عملیات انتحاری برنامه ریزی شده توسط برخی اعضای این گروه در راهپیمایی 22 بهمن در جنوب سیستان و بلوچستان صورت گرفت که طی آن عوامل انتحاری دستگیر می شوند.

اما عملیات دوم اطلاعاتی و نظامی علیه تروریستها، در اسفندماه سال قبل (1393) به منظور جلوگیری از اقدام تروریستی و عملیات انتحاری برنامه ریزی شده توسط گروهک مذکور اینبار برای ایام نورز 94 صورت می پذیرد.

در مرحله دوم، علاوه بر دستگیری تعداد دیگری از عوامل این گروهک، بیش از 150 کیلوگرم مواد منفجره و تعدادی چاشنی انفجاری نیز کشف می‌شود.

نهایتا مرحله سوم این عملیات پس از شناسایی محل استقرار هسته مرکزی این گروهک در کوه‌های صعب العبور منطقه «قصرقند» در بلوچستان صورت گرفت که از اهمیت بسیار بالایی برخوردار بود.

تروریست ها در یک منطقه کاملا صعب العبور مستقر شده و به هیچ وجه شناسایی پایگاه نظامی خود را نیز تصور نمی‌کردند.

منطقه مورد استقرار این گروه بقدری صعب العبور بوده که نه تنها امکان رفت و آمد بوسیله خودرو ممکن نبود بلکه شرایط جغرافیایی لانه تروریست ها نیز بگونه ای در ارتفاعات کوهستانی قرار داشته که امکان عملیات شناسایی مستقیم با هواپیماهای شناسایی نیز مقدور نبوده است.

این در حالیست که لازمه  کشف و انهدام لانه اصلی تروریست ها نیازمند پیاده روی 10ساعته در دل کوه های به هم تنیده منطقه «قصرقند» بلوچستان بوده است.

به همین دلیل نکته قابل تامل مرحله سوم عملیات اطلاعاتی علیه گروه مذکور این است که تمامی این عملیات بوسیله حضور مستقیم نیروی انسانی اطلاعاتی و عملیاتی در حیاط خلوت تروریست‌ها در مناطق صعب العبور و به طریق بسیار پیچیده عملیاتی صورت گرفته است.

نهایتا عملیات علیه هسته مرکزی این گروه تروریستی به طرز غافلگیر کننده ای چند روز قبل صورت می گیرد. بخشی از عملیات در اطراف یک برکه آبی به عمق بیش از 10متر و در ارتفاعات بلند کوهستانی صورت گرفته است.

این عملیات بقدری برای تروریست ها غافلگیرکننده بود که حتی تعدای از اعضای گروه بی خبر از همه جا در برکه آبی این منطقه صعب العبور در حال شنا کردن بودند و فرصت پوشیدن لباس را نیز پیدا نکرده و به هلاکت می رسند.

در مرحله سوم عملیات، علاوه بر دستگیری تعدای دیگر از اعضای گروه تروریستی، ده‌ها کیلو مواد منفجره به همراه تجهیزات و سلاح های مدرن، اسناد و فیلم های داخلی گروه و همچنین اسناد ارتباط با برخی کشورهای بیگانه کشف می شود.



موضوع : اخبار , 
در گفت‌وگوی تفصیلی با خانواده شهید مدافع حرم روایت شد ــ بخش دوم

روایت علاقه هادی به «خداحافظ رفیق» تا وصیت‌‌نامه‌ای که می‌گفت راهپیمایی ۹دی یادتان نرود

خبرگزاری تسنیم: خواهران شهید ذوالفقاری می‌گویند: هادی در یک وصیت‌نامه به‌دست‌خطی معمولی نوشته بود: «راهپیمایی ۹ دی یادتان نرود. حجاب‌های امروزی بوی حضرت زهرا(س) نمی‌دهد، حجابتان را زهرایی کنید. پیرو خط ولایت فقیه باشید».

خبرگزاری تسنیم:

مسجد موسی‌بن جعفر(ع) مسجدی است حوالی میدان خراسان. جایی که «هادی ذوالفقاری» بیشتر وقتش را در آن می‌گذراند. اتاق بسیج مسجد در همان نگاه اول یک اتاق ساده‌ است و در اتاقی ساده شاید چیزی برای جلب توجه وجود نداشته باشد جز دیوارهای پوشیده شده از بنرهای نام ِ اهل بیت(ع) که خود هادی ذوالفقاری آن‌ها را طراحی کرده است. شاید هیچ‌کس فکرش را نمی‌کرد اتاق بسیجی که به نگاه و انتخاب‌های او طراحی و آراسته شده است روزی محلی برای مصاحبه با خانواده‌اش باشد. مصاحبه‌ای با محوریت شهادت فرزندشان. شهید هادی ذوالفقاری متولد سال 1367 است. به تعبیر آن‌ها زندگی‌ هادی از جایی به صورت جدی‌تر شروع می‌شود که دنیای ساده طلبگی را به همه زرق و برق‌های دنیای جوانی‌اش ترجیح می‌دهد.

به گفته مادرش «مراقبه‌ها درموردهادی پیش از تولدش آغاز شد. از همان کودکی راهش مشخص بود. نماز شب می‌خواند در قنوتش شهدا را دعا می‌کرد». خانواده‌اش می‌گویند کسی که همه‌اش زمزمه یا حسین(ع) روی لب دارد عشقش به اهل بیت مشخص می‌شود. به همین خاطر شهید ذوالفقاری مداح هیئت رهروان شهدا و عاشق هیئت موج‌الحسین بود. کمدش پر بود از عکسهای حاج همت، شهید دین‌شعاری و ابراهیم هادی. می‌گفتند بیشتر وقتش برای بسیج و کار فرهنگی برای شهدا بود. و آخر عشقش به طلبگی ختم شد. نجف را انتخاب کرد و از این راه به شهادت رسید. بخش نخست گفت‌وگوی تسنیم با خانواده هادی ذوالفقاری طلبه شهید مدافع حرم در روزهای گذشته منتشر شد. بخش دوم و پایانی این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید:

محل سکونتش در نجف را به زائران تهی‌دست می‌سپرد

مهدی ذوالفقاری برادر طلبه شهید مدافع حرم برادرش را به مهربانی و رأفت می‌شناسد و می‌گوید: «نمی‌گذاشت کسی از دستش ناراحت شود یا اگر دلخوری پیش می‌آمد سریعا از دل طرف درمی‌آورد. هادی به ما می‌گفت یکی از خاله‌هایمان را در کودکی ناراحت کرده است اما نه ما چیزی به خاطر داشتیم نه خاله‌‌مان. ولی همه‌اش می‌گفت باید بروم از دلش دربیاورم. هیچ‌وقت ناراحتی کسی از ذهنش بیرون نمی‌رفت و دوست نداشت کسی با دلخوری از او، جدا شود.»

دوستان شهید ذوالفقاری درباره روزهای حضور او در نجف می‌گفتند: «خانه‌ای وسیع و قدیمی در نجف به هادی سپرده شده بود که او در یکی از اتاق‌های کوچک و محقر آن سکونت داشت و اغلب وقتش را در خانه به عبادت، نماز و روزه اختصاص داده بود. او از صاحبان اجازه گرفته بود تا زائران تهی‌دستی که پولی ندارند را به آن خانه بیاورد و در آنجا به آن‌ها اسکان دهد. برای زائران غذا درست می‌کرد و در بیشتر کارها کمک‌حال‌شان بود. اگر زائری هم نبود به تهی‌دستان اطراف خانه سکونت می‌داد و در هیچ‌حالی از کمک دادن دریغ نمی‌کرد. آن خانه‌ حدود 100 سال قدمت داشت و بسیار وسیع بود شاید هرکسی جرات نمی‌کرد در آن زندگی کند. بعد از شهادت هادی آن را به طلبه دیگری سپردند اما آن طلبه نتوانست با ظلمت و وحشت خانه کنار بیاید. هادی اتاق‌ها را به زائران و مهمانان می‌داد و خودش یک گوشه می‌خوابید گاهی پتوی خودش را هم به آن‌ها می‌بخشید و عادت کرده بود که بدون بالش و لوازم گرمایشی بخوابد. او در این مدت با پیرمرد نابینایی آشنا شده بود و کمک‌های زیادی به او کرده بود. حتی آن پیرمرد نابینا را برای زیارت به کربلا هم برده بود».

با همه سختی‌ها جوری از نجف می‌گفت که انگار آنجا راحت است

زینب ذوالفقاری می‌گوید: «هادی هیچوقت نمی‌گفت در نجف سختی کشیده است. همیشه جوری برای ما از اوضاعش تعریف می‌کرد که انگار هیچ مشکلی ندارد. مثلاً یک بار که به خانه آمده بود می‌پرسید چطور باید ماکارونی درست کنم؟ ما هم یادش می‌دادیم یکجوری به ما نشان داده بود که آنجا خیلی راحت است. فضا و موقعیت‌اش را به گونه‌ای توصیف کرده بود که خیال ما از آن راحت بود.

فکر نمی‌کردیم برای عشق به اهل بیت(ع) جانش را هم بدهد

وقتی فکر هادی اذیت‌مان می‌کرد که در تنهایی و شهر غریب دارد زندگی می‌کند و با او تماس می‌گرفتیم یکجوری با ما حرف می‌زد که دلواپسی‌هایمان را برطرف می‌کرد و خیال‌مان آسوده می‌شد. هیچ وقت به این فکر نمی‌کردم که هادی یک روز با داعشی رو به رو باشد. اصلا فکر نمی‌کردم شرایط هادی اینجوری باشد. فکر می‌کردم هادی چند سال دیگر می‌آید ایران و ما با یک طلبه با لباس روحانیت مواجه می‌شویم با همان محاسن و لبخند همیشگی‌اش. اصلا هیچوقت فکر نمی‌کردم او را در لباس جنگ ببینم حتی تصورش را هم نمی‌کردم کسی که همیشه اوضاع درس خواندن و طلبگی‌اش را در نجف آرام توصیف می‌کرد برای جنگ با یک داعشی آماده باشد. هادی را با تمام تفاوت‌هایش یک آدم عادی می‌دانستم فکر نمی‌کردم جنگیدن با داعش دغدغه هادی باشد. فکر نمی‌کردم عشق به اهل بیت(ع) تا حد جان دادن برایش مهم باشد.

می‌گویند شهدا اسراری دارند که هیچکس از آن‌ها باخبر نمی‌شود؛ هادی همینطور بود

ای کاش با ما حرفی می‌زد. می‌گفت چه چیز در سر دارد. شاید ما هم به کمکش می‌رفتیم. شاید به کمک ما نیاز داشته و سکوت می‌کرده و اگر می‌گفت تنهایش نمی‌گذاشتیم. این فکرها مرا اذیت می‌کند. می‌گویند شهدا اسراری را در دلشان نگه می‌دارند و هیچکس از آن باخبر نمی‌شود مگر بعد از شهادتشان. هادی مثل ما نبود که تا یک اتفاقی می‌افتد بیاید برای همه تعریف کند. هیچ وقت از اتفاقات نگران‌کننده حرف نمی‌زد. آرامش در کلامش جاری بود.

از مشقت و سختی‌ها و غربت نجف برای هیچکس چیزی نگفت و ما تازه الان فهمیده‌ایم. همه‌اش ناراحتم که چرا از سختی‌هایش حرف نزد. کاش می‌گفت و ما شریک سختی‌هایش می‌شدیم. وقتی به تهران می‌آمد آنقدر دلش برای نجف تنگ می‌شد و برای بازگشت لحظه شماری می‌کرد فکر هم نمی‌کردیم آنجا شرایط سختی داشته باشد.

می‌گفت قلب آدم در حرم حضرت  امیر(ع) یک جور دیگری است

هروقت هادی از نجف زنگ می‌زد ما گریه می‌کردیم. ما دخترها نمی‌توانیم دلتنگی‌هایمان را بروز ندهیم. هادی انقدر زندگی در نجف را دوست داشت می‌گفت بیایید همه برویم آنجا زندگی کنیم آنجا به آدم آرامش می‌دهد. می‌گفت قلب آدم در حرم یک جور دیگر می‌شود. بعضی وقت‌ها زنگ می‌زد می‌گفت حرم هستم گوشی را نگه‌می‌داشت تا به حضرت علی(ع) سلام بدهیم. کربلا هم می‌رفت همینجوری بود.

فیلم خداحافظ رفیق را خیلی دوست داشت

یک بار هادی به من گفت: "زینب! فیلم خداحافظ رفیق را دیده‌ای"؟ گفتم "نه". نشستیم با هم دیدیم. یک مدت فکر می‌کردم هادی هم مثل آدم‌های درون فیلم هر شب دارد با موتور با دوستانش به بهشت زهرا(س) می‌رود. صحنه‌های این فیلم همه‌اش جلوی چشم‌های من است. همه‌اش نگران بودم می‌گفتم نکند شباهت‌های هادی با محتوای فیلم اتفاقی نباشد. الان می‌فهمم چرا هادی انقدر به فیلم "خداحافظ رفیق" علاقه داشت».

شهید ذوالفقاری با هیچکس از جنگیدن صحبتی نکرده بود جز مادر و پدرش. در تماس‌های تلفنی‌اش آن‌ها را در جریان می‌گذاشت و می‌گفت که قرار است برای دفاع از حرم اهل بیت(ع) به جنگ برود. اما اشک و دلتنگی خواهرانش مانع می‌شد تا همه چیز را برای آن‌ها بگوید.

مادرش می‌گوید: «خیلی دوست داشت به سوریه برود و از حرم حضرت زینب(س) دفاع کند اما روزی‌اش شهادت در جوار حرم عسکریین بود. اولش که با من مطرح کرد گفتم درست را می‌خواهی چه کنی؟ گفت اگر شهید نشدم درسم را ادامه می‌دهم اگر که شهید بشوم که چه بهتر خدا می‌خواهد که اینگونه باشد. نه من سخت‌گیری کردم نه پدرش.

یک طرف دیوار خانه را پر کرده بود از نام حضرت زینب(س)

از علاقه‌اش به اهل بیت(ع) خبر داشتم. شور عجیبی داشت کسی جلودارش نبود. یک طرف دیوار خانه را از بنری پوشانده بود که رویش اسم حضرت رقیه(س) و حضرت زینب(س) نوشته شده بود. می‌گفت نباید بگذاریم حرم دست نااهلان بیفتد. از آخرین باری که به من گفت می‌خواهم بروم بجنگم تا شهادتش دو سه هفته طول کشید بیشتر سوریه مد نظرش بود اما درگیر جنگ سامرا شد و بیشتر از این جزئیات دیگری نمی‌گفت».

مهدی ذوالفقاری می‌گوید: «نمی‌توانستیم بگوییم دست از آرزویت بردار. به ما هیچ چیز از مبارزات و جنگ‌ها نمی‌گفت فکر می‌کنم این به خاطر این بود که ما ناراحت نشویم. الان از فیلم‌هایی که کم و بیش به دستمان می‌رسد می‌فهمیم چه حالی داشته و برای نگران نکردن ما چیزی نمی‌گفته است. شهید ذوالفقاری هر سال ماه رمضان به تهران می‌آمد و کنار خانواده‌اش بود. اما باز هم همه وقتش را یا در بسیج و هیئت می‌گذراند یا با خواهرهایش به مسجد ارگ می‌رفت. هیچکس او را با فراغت در خانه نمی‌دید.

بعد از شهدای حادثه آتش سوری مسجد ارگ، یک بار هادی گفت می‌آیی برویم مسجد ارگ؟ گفتم آره می‌آیم من اصلا تا به حال داخلش هم نیامده‌ام. ما را با موتور برد و عزاداری کردیم. وقتی برگشتیم دیدم چهره هادی خیلی برافروخته شده است. همه گردنش هم سرخ بود. فهمیدم از شدت منقلب شدن و عزاداری حالش عوض شده است. عزاداری هادی با من فرق داشت. انگار حال دیگری پیدا می‌کرد و این عزاداری خیلی رویش تأثیر داشت».

دوباره مرور خاطرات اشک‌های خواهر شهید را روی صورتش جاری می‌کند و چشم‌هایش گر می‌گیرد و می‌گوید: «آخرین بار که به خانه آمد ماه رمضان امسال بود. به کسی خبر نداده بود می‌آید. از سرکار که آمدم یک هو هادی از پشت دیوار جلوی من پرید و مرا غافلگیر کرد. هنوز لبخندش را یادم است همیشه دنبال این بود که ما را ذوق زده کند».

وصیتش را با بسم رب الزهرا(س) آغاز کرده/ماجرای افطار با آلوچه و لواشک

زهرا ذوالفقاری در خانه به نزدیک‌ترین خواهر شهید شهرت دارد، زینب خواهر بزرگ شهید می‌گوید فکر می‌کنم ارادت خاص هادی به زهرا به خاطر نامش بود نه اینکه با ما صمیمی نباشد اما با زهرا جور دیگری بود. الان می‌فهمم چقدر به حضرت زهرا(س) ارادت داشت. الان وقتی دلم برایش تنگ می‌شود با دو چیز آرام می‌شوم. یا می‌گویم «اللهم عجل لولیک الفرج» تا داعشی‌ها از بین بروند دوست دارم زودتر امام زمان بیاید تا همه خلاص شوند. یکی هم می‌گویم یا زهرا(س). هادی حتی وصیتنامه‌اش را هم با بسم رب الزهرا(س) آغاز کرده است.

زهرا ذوالفقاری در تأیید حرف‌های خواهر بزرگش می‌گوید: «هادی بیشتر کارهایش را به من می‌گفت با من خیلی صمیمی بود. مثلا می‌گفت این لباسم را بشوی یا فلان لباسم را اتو کن. من با عشق اینکارها را برایش می‌کردم. همیشه وقتی دیر می‌کرد و دلم برایش تنگ می‌شد زنگ می‌زدم می‌گفتم هادی بیا خانه. انقدر بسیج و مسجد نباش کمی هم پیش ما در خانه باش.

آخرین باری که به تهران آمده بود برایمان کتاب معراج‌السعادة آورده بود و کلی از توصیه‌های اخلاقی کتاب را برای ما می‌گفت. مثلاً می‌گفت کمتر حرف بزنید بیشتر سکوت کنید اگر در جمع می‌خندید جوری بخندید که دندان‌هایتان معلوم نشود. گاهی از نجف زنگ می‌زد می‌گفت به چیزی نیاز پیدا کرده من سریعا برایش تهیه می‌کردم و می‌فرستادم. ماه رمضان که آمده بود آلوچه و چیزهای ترش خریده بودم رفت آن‌ها را آورد سر سفره تا باآن‌ها افطار کند. می‌گفت انقدر در نجف چیزهای شیرین خورده‌ام الان دوست دارم چیزهای ترش بخورم. به خاطر همین هم از این خوردنی‌های ترش برایش به نجف می‌فرستادم.

او همه حرف‌هایش را با لخند خاصی بیان می‌کند گویی از تداعی خاطرات برادرش جان می‌گیرد، وقتی بیشتر از او پرسیده می‌شود، پاسخ می‌دهد: «به من می‌گفت بیا اینجا با هم زندگی کنیم من می‌گفتم من دانشجوام درسم را چه کار کنم؟ اما حالا پشیمانم می‌گویم کاش رفته بودم. اصلا فکرش را نمی‌کردم هادی شهید شود. انقدر خیالمان از او راحت بود فکر نمی‌کردیم اتفاقی برایش بیفتد. خیال می‌کردیم همه چیز مرتب است البته قطعا از نظر او همه چیز مرتب بود.

خود هادی انگار می‌دانست که شهید می‌شود چون تاریخ وصیت‌نامه‌اش 19 بهمن و روز شهادتش 26 بهمن است. انگار می‌دانست به تاریخ شهادتش نزدیک شده است. اولین شب فاطمیه هم پیکرش را به خاک سپردند و همه ما این را نشانه‌ای از علاقه ویژه هادی به حضرت زهرا(س) می‌دانیم».

معصومه ذوالفقاری کوچک‌ترین خواهر شهید است، او هم از آخرین بازگشت برادرش به تهران خاطره خوبی دارد و لبخندها و شوخ‌طبعی‌های شهید را در آخرین دیدار از یاد نمی‌برد. می‌گوید: ماه رمضان قبلی مقدار زیادی پارچه زرد با خودش آورده بود ما کمکش کردیم و 20 سانت 20 سانت آن را بریدیم. هادی اسامی حضرت زهرا(س) و ائمه(ع) را رویشان چاپ کرد و از آن‌ها سربندهای قشنگی درآورد. همه آن سربندها را با خودش به نجف برد.

چفیه روی صورتش می‌انداخت می‌گفت نگاه به نامحرم راه شهادت را می‌بندد

من شنیدم که دوستانش می‌گویند هادی وقتی می‌خواست به کربلا برود روی صورتش چفیه می‌انداخته و می‌گفته "اگر به نامحرم نگاه کنی راه شهادت بسته می‌شود" برای همین اینکار را می‌کرد تا چشمش به نامحرمی نخورد.

بیشتر لوازم بسیج مردمی عراق، ایرانی است/حدود چهل هزار چفیه برای الحشد الشعبی خرید

دوستانش می‌گویند: «بیشتر لوازمی که بسیج مردمی عراق استفاده می‌کنند لوازم ایرانی است. پرچم‌ها، سربندها و چفیه‌هایی که الان بسیج مردمی عراق دارند از آن استفاده می‌کنند. حاصل کار شهید ذوالفقاری بود. حدود سی چهل هزار چفیه برای الحشد الشعبی خرید. این اواخر حدود سی چهل هزار پرچم طراحی کرد. آن‌هایی هم که درعراق بودند شهید ذوالفقاری را خیلی قبول داشتند. برای این کارها چیزی حدود 80، 90 میلیون تومان هم به شهید داده بودند تا هزینه این پرچم‌ها و سربندها کند که این خود نشان از اطمینانی دارد که بسیج مردمی عراق به شهید ذوالفقاری داشت.

خود عراقی‌ها می‌گفتند هادی خیلی شجاعت داشت/دوسال تمام التماس می‌کرد تا او هم بجنگد

خود عراقی‌ها می‌گفتند هادی خیلی شجاعت داشت. او دوسال و خورده‌ای میان بچه‌های سپاه بدر که بسیج مردمی هم در کنار آن‌ها تشکیل شد، خدمت می‌کرد و التماس می‌کرد که "بگذارید من هم بجنگم". آن‌ها به شهید می‌گفتند نمی‌شود ما نسبت به شما مسئولیم و نمی‌توانیم به این راحتی شما را اعزام کنیم چون ضشما ایرانی هستید. اما در جنگ جدیدی که در عراق به راه افتاد وضعیت کمی فرق کرد و انقدر هادی برایشان کار کرد تا آن‌ها راضی شدند و درخواست هادی را اجابت کردند.

ملاک‌هایش برای انتخاب همسر دنیوی نبود

شهید ذوالفقاری هم وقتی در نجف مشغول درس و کار و خدمت بود؛ مانند جوانان دیگر این توانایی را در خودش دید که می‌تواند خانواده تشکیل داده و مسئولیت خانواده جدیدی را به دوش بگیرد. دوستانش می‌گویند به اطرافیان گفته بود اگر مورد خوبی سراغ دارند به او معرفی کنند. هادی هم مثل همه ملاک‌هایی برای انتخاب همسر در ذهنش داشت با تفاوت اینکه ملاک‌های او بر خلاف خیلی از جوانان نسل جدید و امروزی ملاک‌های خاص و خدایی بود. دیدگاهش دنیوی نبود او به فراتر از این چیزها می‌اندیشید.

دوست داشت همسر آینده‌اش پوشیه بزند

هادی ذوالفقاری دلش می‌خواست همسری که برمی‌گزیند حجابش کامل کامل باشد و برخلاف همه هم سن و سال‌هایش به شبکه‌های اجتماعی و رسانه وابستگی غلط نداشته باشد. به رادیو و تلویزیون وابستگی و علاقه نداشت و از نظر او زندگی بدون این‌ها هم زبیا و بدون مشکل بود. چند جایی هم برای خواستگاری رفته بود اما... پیش از آنکه دختری با ملاک‌های ذهنی‌اش پیدا کند به شهادت رسید.

همه آنهایی که سن و سالشان به روزهای داغ مرداد سال 67 می‌رسد، حسرت و اندوه هزاران ایرانی از جا‌ ماندن از کاروان بزرگ شهادت  را خاطرشان هست. حالا سال‌ها از آن روزها می‌گذرد، امینت مرزهای ایران به مدد بخش بزرگی از همان حسرت‌خوردگان روز به روز مستحکم‌تر از قبل تامین شده است، در میانه سرزمین پر از خون خاورمیانه، سرزمین ایران استوار ایستاده است، اما در کیلومترها آن سوتر، در دو سرزمین منبع قلب‌های شیعیان، راه دیگری باز شده است.

آن حسرت‌خوردگان، حالا پیر شده‌اند، خیلی‌هایشان از دنیا رفته‌اند و به یاران شهیدشان پیوسته‌اند، اما نسل جدیدی از جوانان ایران به میدان آمده‌اند که یادگار روزهای خوش دهه آرمانگرایی در ایران هستند. آرمانگرایانی که همچون پیر و مولایشان برای آرمانشان مرزی قائل نیستند، شنیده‌اند که سرزمین قبور مطهر امامان و بزرگانشان تهدید شده‌اند، رنج سفر و دوری به تن خریده‌اند، بار غربت به دوش کشیده‌اند و در سرزمین و دیار دیگری که نام «ایران» ندارد، اما آرمان بزرگ عدالت‌طلبی و حق‌طلبی در آن دنبال می‌شود به نبرد با شر روزگار ما پرداخته‌اند.

می‌گویند شش هفت روز از آخرین اعزام هادی می‌گذشت که او در 26 بهمن‌ماه به شهادت رسید. هادی به همراه مدافعان حرم دیگری حدود 20 کیلومتر جلوتر از حرم عسکریین می‌ایستادند و شب‌ها را در حرم می‌خوابیدند. یک روز حوالی ظهر 20 عراقی یکجا جمع بودند و فقط هادی میان‌شان ایرانی بوده است.

به همراه 20 عراقی در عملیات انتحاری داعش شهید شد

یکی از ماشین‌های عراق به دست داعش افتاده بود نیروهای داعش آن ماشین را بمب‌گذاری می‌کنند و می‌آیند تا در میان عراقی‌ها عملیات انتحاری انجام دهند وقتی‌ نیروهای عراق متوجه می‌شوند سه آرپی‌جی به سمت ماشین شلیک می‌کنند اما چون ماشین ضد زره بوده آرپی‌جی‌ها به آن صدمه‌ای نمی‌رساند. همین می‌شود که ماشین به سمت نیروهای عراقی می‌آید و نیروهای دشمن به صورت انتحاری ماشین را منفجر می‌کنند.

وقتی خبر شهادت هادی به دوستانش می‌رسد می‌گویند شش نفر مفقود شده‌اند اما چون به زبان عربی بوده آن‌ها به اشتباه فکر می‌کنند که می‌گویند فقط شش نفر پیکر دارند. برای همین تصورها بر مفقودیت پیکر هادی بود.

اول گمان می‌کردند پیکر ندارد؛ بعد از چند روز سیدکاظم الجابری شناسایی‌اش کرد

در اصل پیکر شهید ذوالفقاری بر اثر انفجار پرت شده بود. یک نفر درحال عبور از معرکه پیکر او را می‌بیند و پلاک را برای اطلاع خبر شهادت برمی‌دارد و بدن شهید بی‌پلاک آنجا می‌ماند. تا اینکه او را به بغداد انتقال می‌دهند. اول به مادر شهید می‌گویند بیاید آزمایش DNA بدهد تا شاید بخشی از پیکرش بعدا پیدا شود اما در همین شب‌ها خبر دادند پیکری در بغداد پیدا شده است که مشخصاتش به هادی ذوالفقاری شبیه است. سیدکاظم الجابری که مشخصات را می‌شنود می‌گوید احتمالا هادی ذوالفقاری است خودش به بغداد می‌رود و او را شناسایی می‌کند.

با تأخیر در بازگشت پیکرش، اول فاطمیه به خاک سپرده شد

همه دوستان و آشنایان ِ شهید بر این باورند که شاید علت این مفقودیت ارادت ویژه شهید به حضرت زهرا(س) بوده است چون وقتی پیکر او با این تأخیر چند روزه می‌رسد شبی که به خاک سپرده می‌شود با شب اول فاطمیه همزمان می‌شود.

دوستانش می‌گویند بعد از شهادت هادی وقتی به خانه‌اش رفتیم دیدیم حتی سجاده‌اش پهن بوده است. انگار که او بعد از نماز برای رفتن و جنگیدن به قدر سجاده جمع‌کردنی هم درنگ نکرده است.

مادر شهید ذوالفقاری که حالا لرزش صدایش کاملا حس می‌شود از روزی می‌گوید که خبر شهادت پسرش را به او دادند. می‌گوید: «سه‌شنبه بود من سه‌شنبه‌ها با بقیه به جلسه قرآن می‌روم. در جلسه قرآن بودم که به من زنگ زدند پرسیدند خانه‌ای؟ گفتم نه. بعد گفتند بروید خانه کارتان داریم. فهمیدم صحبت‌شان درمورد هادی است اما نگفتند چه کاری دارند. آمدند و گفتند هادی مجروح شده است. من اول حرف‌شان را باور کردم؛ گفتم حضرت ابوالفضل(ع) و امام حسین(ع) کمک می‌کنند عیبی ندارد اما رفته رفته حرف عوض شد بعد از دو سه ساعت که گذشت همسایه‌ها آمدند گفتند هادی به شهادت رسیده است».

برادر شهید هم ساعتی که قرار بود خبر شهادت هادی ذوالفقاری به خانواده‌اش برسد سر کار بود. او می‌گوید: «سر کار بودم. حدود 16 تماس از دست رفته روی گوشی‌ام دیدم. چون صدای دستگاه زیادی در محیط می‌پیچد متوجه صدای زنگ تلفنم نبودم. موقع تعویض لباس تعداد میسکال‌ها را دیدم. دوباره یکی از بچه‌ها زنگ زد گفت برادرت مجروح شده است. بیا اینجا با هم صحبت کنیم من حدس زدم اتفاقی بیشتر از مجروحیت افتاده که دارد اینجوری می‌گوید. آمدم با بچه‌ها دور میدان قیاسی جمع شدیم. اول گفتند هادی مجروح شده می‌خواستند هول نکنم اما بعدش گفتند در بیمارستان شهید شده و اوضاع را کامل برایم شرح دادند».

زینب، خواهر بزرگتر شهید ذوالفقاری که دیگر مهار کردن اشک‌ها از کنترلش خارج شده است، می‌گوید: «من سرکار بودم از طرف خواهرم معصومه برایم پیامک آمد. زنگ زدم. گفت می‌گویند هادی مجروح شده، پیش خودم گفتم هرچه هست کمک می‌کنیم خوب می‌شود. درون ذهنم تصور کردم هرشرایطی هم پیش آمده باشد کنارش هستیم. دوباره به من زنگ زدند و گفتند هادی شهید شده، همان موقع با زانو روی آسفالت افتادم. یک جوری گریه می‌کردم که همه نگاهم می‌کردند. نمی‌توانستم باور کنم می‌خواستم فقط فریاد بزنم دوست داشتم یکجوری پرواز کنم و پیش هادی بروم. تا بتوانم یک لحظه دیگر ببینمش یا او را درون آغوشم بگیرم. اصلا دیگر نمی‌فهمیدم کجا هستم. همه جا برایم تاریک شده بود.

وقتی به خانه رسیدم دیدم کلی کفش زنانه و مردانه جلوی در است تا آن موقع همه‌اش خودم را دلداری می‌دادم می‌گفتم شاید اشتباه شده. باورش برایم سخت بود. با اینکه گفته بود برای من گریه نکنید برای حضرت زهرا(س) گریه کنید اما دلتنگی امان مرا بریده بود. الان شاید ذره ای کوچک و اندک از غم حضرت زینب(س) را بفهمیم که چقدر سختی کشید‌ه‌اند. ما الان در این شرایط داریم جان می‌دهیم حضرت زینب(س) چطور در آن شرایط تحمل کرده‌اند.»

وصیت کرده بود اسمم را روی قبر ننویسید/دوست داشت گمنام باشد

اشک‌هایش را پاک می‌کند و ادامه می‌دهد: هادی گفته است یازهرا(س) زیاد بگویید الان وقتی عکس هادی را می‌بینم به جای اسمش یازهرا(س) می‌گویم. در قسمتی از وصیتنامه‌اش نوشته است روی سنگ قبر من اسمم را ننویسید به نظرم این را هم به خاطر غریبی حضرت زهرا(س) گفته است. این‌ها همه‌اش ارادتش به حضرت زهرا(س) را نشان می‌دهد. هادی دوست داشت شهید گمنام باشد همیشه هم این را می‌گفت.

قبل از اینکه هادی شهید شود یک شب خواب دیدم هادی شهید شده و دوستانش به ما نمی‌گویند فقط خودم را می‌بینم که چقدر بی‌تابم و خودم را می‌زنم. بعد از دوسه ماه وقتی خبر شهادت هادی آمد همه‌اش گفتم کاش خوابم را جدی می‌گرفتم و پیگیر می‌شدم. تا حداقل بفهمم هادی در حال مبارزه است و من را هم در راه خودش قرار بدهد. فکر نمی‌کردم هادی ما را تنها بگذارد فکر می‌کردم بالاخره یک روز هادی در این خانه را می‌زند و می‌آید و می‌گوید همه چیز تمام شد.»

می‌گفت حجاب‌های امروزی بوی حضرت زهرا(س) نمی‌دهد/راهپیمایی 9 دی یادتان نرود

او به وصیت‌نامه‌ای که در کمد برادرش پیدا کرده بود اشاره می‌کند و می‌‌گوید: «ما یک وصیت‌نامه در کمدش پیدا کردیم خیلی تعجب کردیم و گفتیم یعنی هادی قبل از نجف رفتنش هم می‌دانسته قرار است چه بشود؟ یک وصیت‌نامه‌ با یک دست خط کاملا معمولی که پاک‌نویس هم نشده بود. در آن نوشته بود راهپیمایی 9 دی یادتان نرود. حجاب‌های امروزی بوی حضرت زهرا(س) نمی‌دهد حجابتان را زهرایی کنید. پیرو خط ولایت فقیه باشید. اگر دنبال این مسیر باشید به آن چیزی که می‌خواهید می‌رسید همانطور که من رسیدم.

هادی خیلی‌ تودار بود. وقتی برای هادی مراسم گرفته بودیم یک خانمی آمد و گفت برادرت به ما کمک زیادی کرده است. ما اوضاع مالی خوبی نداشتیم اما برادر تو خیلی به ما کمک می‌کرد. هیچکس نمی‌دانست هادی از این کارها می‌کند خیلی برایم سخت است که الان می‌فهمم انقدر کم هادی را شناختم».

در وصیتش نوشت: «دنیا رنگ گناه دارد، دیگر نمی‌توانم زنده بمانم»

زهرا ذوالفقاری خواهر دیگر شهید می‌گوید: «هادی در بخشی از وصیتش نوشته بود "دنیا رنگ گناه دارد دیگر نمی‌توانم زنده بمانم". این جمله او خیلی دلم را می‌سوزاند. نوشته بود انشاءالله امام حسین(ع)، حضرت زهرا(س) و امام رضا(ع) به قبر من بیایند. به نظر من عشق هادی به امام حسین(ع) باعث شهادتش شد. وقتی به نجف رفته بود هر وقت زنگ می‌زد بین‌الحرمین بود می‌گفتیم تو رفته‌ای نجف درس بخوانی چرا همیشه کربلا و بین‌الحرمینی؟ و در پاسخ ما می‌خندید».

خدا مادران شهدا را صبورتر می‌کند/چه رفتنی بهتر از شهادت؟

مادر شهید ذوالفقاری از اینکه پسرش را در راه انقلاب و مبارزه تشویق کرده است پشیمان نیست. باافتخار به عکس او نگاه می‌کند و می‌گوید: «غم از دست دادن هادی باعث نشد از حمایت هادی در این راه پشیمان باشم. اگر مرگ طبیعی بود غم ما سنگین‌تر بود. چه رفتنی بهتر از شهادت؟ آن هم به خاطر دفاع از اهل بیت(ع) و حرم اهل بیت(ع). این رفتن خیلی بهتر است. خیلی‌ها جوان‌هایشان را به طور طبیعی از دست می‌دهند اینطوری خیلی بد است. اما وقتی فرزند آدم انقدر خوب شهید شود صبرش هم بیشتر است و خدا کمک می‌کند.»

هر سه‌شنبه با کاروان حضرت زینب(س) به دیدار خانواده شهدا می‌رویم

او مدت‌هاست که با خانواده‌های شهدا در تماس است هر سه‌شنبه با کاروان حضرت زینب(س) به دیدن یک خانواده شهید می‌رود. هر هفته ساعت 15 با پرچم و جمع کثیری از مادران و خانواده شهدا به دیدار یک خانواده شهید می‌روند. به گفته خودش سالیان بسیاری است که این دیدارها ادامه دارد. او می‌گوید: «دخترم زینب گفت مادر انقدر با خانواده شهدا رفت و آمد کردی و به دیدارشان رفتی که خودت هم مادر ِ شهید شدی».

مادر شهید ذوالفقاری معتقد است که میان شهدای مدافع حرم و شهدای دفاع مقدس هشت سال جنگ تحمیلی تفاوتی نیست او لرزش صدایش را کنترل می‌کند و ادامه می‌دهد: «این شهدا راهشان را انتخاب کردند. همه‌شان یکی هستند. فکرشان یکی است. با مردم عادی فرق دارند. این شهدا ایثار و گذشت خاصی در مقایسه با بقیه داشتند. این تفاوت را من در میان هادی و مابقی بچه‌های خودم هم حس ‌کردم. هادی خیلی سرسخت و عاشق امام حسین(ع) بود. من از هادی می‌فهمیدم یک عاشق واقعی که جز خدا چیزی را نمی‌بیند یعنی چه.

بخش زیادی از وصیتنامه‌اش، به طور اتفاقی محقق شد

شهید ذوالفقاری وصیت‌های عجیبی داشت که عمل کردنش مشکل بود اما به خواست خدا همه‌اش تحقق یافت. او وصیت کرده بود قبر مرا سیاهی بزنید و بعد مرا در آن دفن کنید. اما امکانش نبود قبرهای نجف به شکلی است که ماسه‌های سستی دارد بادی است و مثل ماسه‌های کشور ما نیست ممکن است خیلی ساده فروبریزد. هادی در معرکه شهید شد و غسل نداشت خودش قبلاً پرچم سیاهی تهیه کرده بود که خیلی ناگهانی پیکرش را درمیان آن پرچم پیچیدند و در قبر قرار دادند، ناخواسته کل قبرش سیاه و وصیت شهید عملی شد. به گفته دوستانش یک شال «یافاطمة الزهرا»(س) هم بود که آن را روی صورتش گذاشتند و به خواست خودش بالای سنگ لحد شهید با شی‌ءای نوشتند یا زهرا(س).

عراقی‌ها از تشییع شهید ذوالفقاری متعجب بودند؛ می‌گفتند این تشییع استثنایی است

می‌گویند در نجف عراقی‌ها برای شهدای خودشان تشییع خوبی در حرم‌ها راه‌ می‌اندازند ولی بعد از آن که می‌خواهند شهید را دفن کنند همه می‌روند و شاید فقط 10 تا 20 نفر می‌مانند. ولی تشییع پیکر شهید ذوالفقاری همه چیز فرق کرد، حدود 250نفر آمده بودند. خود عراقی‌ها هم از شرکت چنین جمعیتی در مراسم تشییع جنازه شهید تعجب کرده بودند و می‌گفتند این تشییع استثنایی شد.

شهدای عراقی را در یک حرم طواف می‌دهند اما پیکر هادی در همه حرم‌ها طواف داده شد

شهید ذوالفقاری وصیت کرده بود پیکرش را در سامرا، کربلا، نجف و کاظمین طواف دهند. عراقی‌ها شهدای خود را فقط به یک حرم می‌برند و طواف می‌دهند. اما درمورد هادی باز هم شرایط تغییر کرد او را هم به سامرا هم کاظمین هم کربلا و هم نجف بردند و برایش در همه حرم‌ها نماز خواندند. آیت‌الله آصفی هم بر پیکر این شهید نماز خواندند و اصلا شاید هیچ اطلاعی هم از علاقه زیاد شهید به حضرت آقا نداشتند. در آخر هم همه جمعیتی که برای تشییع پیکر شهید ذوالفقاری آمده بودند برای تدفین به سمت وادی‌السلام رفتند.

به گفته دوستان شهید قطعه شهدای عراق در نجف از حرم حضرت امیر(ع) فاصله بسیاری  دارد اما مزار شهید ذوالفقاری به حرم حضرت علی(ع) بسیار نزدیک است. می‌گویند شهید این قبر را از یکی از دوستانش که پیدا کرده بود گرفته بود که او هم قبر را برای مادرش در نظر داشت اما به درخواست شهید با مادرش صحبت کرده بود و رضایتش را گرفته بود تا مزار را به هادی ذوالفقاری بدهد. دوستانش می‌گویند شهید ذوالفقاری تمام این مدت بر سر مزاری که برای خودش گرفته بود حاضر می‌شد و دعا و نماز می‌خواند و در آخر مصادف با شب اول فاطمیه در آن به خاک سپرده شد.

گفتگو از : طیبه السادات مولایی




موضوع : یادی از مدافعان حرم حضرت زینب(س) , 
شنبه 15 فروردین 1394 05:12 ب.ظ
مدافعان حرم

اخیرا عکس جالبی از یک دیوارنوشته در شهر تکریت منتشر شده که به سرعت در حال دست به دست شدن در فضای مجازی است.
در این دیوارنوشته، سربازان رشید اسلام که موفق به آزادسازی این شهر از چنگال داعش شده اند اینگونه نوشته اند:
ای داعشیان؛ یک سال از سامرا با تمام وجودمان دفاع کردیم، شما چرا نتوانستید یک هفته در تکریت دفاع کنید؟



موضوع : عکس , 
جمعه 14 فروردین 1394 11:49 ق.ظ

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری فارس، رسانه‌ها و شبکه‌های عربی منطقه از جمله شبکه خبری العربیه، امروز جمعه به نقل از شبکه «بی‌بی‌سی عربی» مدعی شدند که سردار قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس به یمن سفر کرده است.

این دروغ بسرعت در رسانه‌های ضد مقاومت که از عملیات تجاوزکارانه عربستان علیه یمن حمایت می‌کنند منتشر شد تا اعلام کنند که ایران به یمن نیرو اعزام کرده است و در امور یمن دخالت می‌کند.

این شایعه در حالی منتشر شد که سردار قاسم سلیمانی غروب امروز جمعه در آخرین شب مراسم عزاداری بیت رهبر معظم انقلاب به مناسبت شهادت حضرت زهراء در کنار ایشان حضور داشت.




به گزارش خبرگزاری اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ گروه‌های تکفیری سوریه با انتشار خبری مدعی شدند که حرم حضرت سکینه بنت علی(س) در منطقه داریا در حومه دمشق را به اشغال خود درآوردند.

این گروه‌ها اعلام کردند که حرم حضرت سکینه(س) مرکز انتشار تشیع در منطقه داریا بوده است، به همین دلیل این مکان را به اشغال خود درآوردند.

در حملات گروه‌های تروریستی به حرم حضرت سکینه (س) بخش زیادی زیادی از این حرم تخریب شده است و نگرانی‌هایی در خصوص تخریب کامل حرم و مزار حضرت سکینه (س) می‌رود.

تاکنون مقامات و رسانه‌های دولتی سوریه این خبر را تائید نکردند.

ارتش سوریه با همراهی نیروهای مردمی این کشور دو سال پیش توانسته بود که حرم سکینه(س) را از دست تکفیری‌ها بازپس بگیرد.

حرم سکینه دختر امام علی(ع) در حدود ۵ کیلومتری جنوب غربی دمشق قرار دارد و برخلاف حرم حضرت زینب(س) که از قدیم برای شیعیان شناخته شده و دارای پیشینه تاریخی طولانی بوده است، این زیارتگاه تا پیش از سه دهه گذشته برای عموم شیعیان ناشناخته بود و بنای ساده و محقّری داشت.

در منابع تاریخی نیز به آن اشاره‌ای نشده و تنها در برخی اسناد ملکی موجود در وزارت اوقاف سوریه از دوره اشغال سوریه توسط فرانسه (سال‌های ۱۹۱۹ تا ۱۹۴۵ م) از این مزار و حدود ملکی آن سخن به میان آمده است.

در سال ۱۳۶۷ ش، در پی اجرای طرح احداث خیابانی در منطقه و قرار گرفتن بقعه در مسیر آن، مراتب به مسؤولان منطقه رسید و استاندار حومه دمشق از تخریب آن جلوگیری کرد. سپس موضوع به استحضار حجت‌الاسلام والمسلمین حاج سید احمد واحدی، از روحانیان ایرانی مقیم زینبیه رسید و در پی بررسی‌های انجام شده درباره این مزار، کمیته‌ای برای بازسازی آن تأسیس شد. سرانجام پس از خریداری زمین‌های اطراف مزار، کار بازسازی و توسعه آن آغاز شد.

سکینه دختر امام علی(ع)، تا پیش از شهرت زیارتگاه منسوب به وی بانوی ناشناخته‌ای بود که در منابع تاریخی و رجالی شیعه نامی از او برده نشده است. تنها در برخی منابع حدیثی، از جمله در متن دو روایت و سند یک حدیث در برخی منابع شیعه، نامی از او به چشم می‌خورد. چند پژوهشگر معاصر نیز درباره این بانو کتابچه‌هایی تألیف کرده و با استناد به این سه روایت، وی را شخصیتی تاریخی و از فرزندان امام علی(ع) دانسته‌اند و حتی فرزند آن حضرت از فاطمه زهرا (س) به شمار آورده‌اند، با این حال برخی از علما، روایات فوق را برای اثبات وجود این شخصیت کافی نمی‌دانند.





موضوع : اخبار , 

خبرگزاری فارس: اوباما: خواستار ثبات پایدار در یمن از طریق مذاکره سیاسی هستیم/ از اقدام نظامی عربستان حمایت می‌کنم

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری فارس، باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا در تماس تلفنی با پادشاه عربستان از تجاوز هوایی این کشور به یمن حمایت کرده است. 

بیانیه‌ای که کاخ سفید روی وب‌سایت رسمی خود قرار داده حاکی است اوباما در این گفت‌وگوی تلفنی از اقدام نظامی عربستان در یمن حمایت کرده است.

برنادت میهن، سخنگوی شورای امنیت ملی آمریکا در بیانیه‌ای درباره این گفت‌وگوی تلفنی خاطرنشان کرد: «رئیس‌جمهور و ملک سلمان موافقت کردند که هدف حمعی آنها رسیدن به ثبات ماندگار در یمن از طریق راه حلی مبتنی بر مذاکرات سیاسی با مشارکت سازمان ملل و تمامی طرفین است.»

بامداد پنج‌شنبه هفته گذشته سفیر عربستان در آمریکا از آغاز عملیات «توفان قاطع» برای تجاوز نظامی به حریم یمن خبر داد و اعلام کرد که این عملیات بامداد پنجشنبه ساعت 24 به وقت عربستان سعودی با دستور ملک سلمان شاه این کشور آغاز شده است.

10 کشور در این تجاوز نظامی مشارکت دارند که شامل اعضای شورای همکاری خلیج فارس‌ (GCC) جز کشور عمان، به علاوه ترکیه، اردن، مصر و سودان است.

شبکه خبری العربیه اعلام کرد که اردن، مصر، پاکستان و سودان برای مشارکت در عملیات زمینی در یمن اعلام آمادگی کرده‌اند و محمد بن سلمان جانشین ولی‌عهد و وزیر دفاع عربستان، این عملیات را هدایت می‌کند.

«ضیف الله الشامی» سخنگوی جنبش انصارالله یمن روز پنجشنبه به خبرگزاری فارس گفت: «ما می‌دانیم که تجاوز و حمله هوایی سعودی‌ها با فرمان اسرائیل و آمریکا انجام گرفته است.»

در ادامه بیانیه کاخ سفید آمده است: «در حالی که نیروهای آمریکایی در یمن اقدام نظامی مستقیم نمی‌کنند ما در حال تشکیل یک شبکه برنامه‌ریزی مشترک با عربستان سعودی برای انجام هماهنگی‌های لازم جهت انجام حمایت‌های نظامی و اطلاعاتی آمریکا هستیم.»



موضوع : اخبار , 
شنبه 8 فروردین 1394 03:54 ب.ظ
مدافع حرم شهید هادی جعفری همزمان با شب شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) طی عملیاتی در تکریت عراق برای مبارزه با عوامل تکفیری، توسط پهپاد نیروهای آمریکایی در عراق به شهادت رسید.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، مراسم تشییع پیکر مطهر شهید مدافع حرم، «علی یزدانی» فردا نهم فروردین ماه94 ساعت 9:30 صبح در تهران برگزار می‌شود.

این مراسم از مسجد ابوذر واقع در خیابان فلاح با حضور عموم مردم شهیدپرور تهران آغاز خواهد شد.

مهندس شهید علی یزدانی از مجاهدان و مدافعان حرم آل الله همزمان با شب شهادت حضرت زهرا (س) طی عملیات مستشاری عراق در مبارزه با عوامل تکفیری داعش به شهادت رسید.





موضوع : یادی از مدافعان حرم حضرت زینب(س) , 

جریده النهار چاپ لبنان نوشت: عایشه پانزده ساله، قهرمان جهاد نکاح در سوریه شد. این دختر عربستانی که سه ماه پیش به سوریه سفر کرده بود، پس از بازگشت به عربستان و اعطای عنوان قهرمانی جهاد نکاح توسط مفتی های عربستان گفت که کسب این موفقیت را مدیون انرژی بالا و زحمات شبانه روزی و تلاش و همت والای رزمندگان اسلام است

عایشه می گوید من برای تقرّب به خداوند، این جهاد را انجام دادم و از خداوند می خواهم که این جهاد را از من قبول بفرماید.
عایشه می گوید من دختری باکره بودم اما به محض ورود به جهاد نکاح توسط چندین نفر دوشیزگی خودم را فدای اسلام کردم

و در این مدت مشکل رزمندگان زیادی را حل کردم و اکثر مجاهدانی که با من جهاد داشتند از الجزایر، اتیوپی، چچن و مغرب بودند، هم اکنون هم حامله هستم و من می دانم که این فرزند در آینده یکی از مجاهدان بزرگ راه اسلام خواهد شد.

 

شادمانی دختر 15 ساله عربستانی از تجاوز چندین تروریست به خودش!/عکس


به گزارش اویس، پس از شکست‌های متعدد تروریست های داعشی از نیروهای حشد الشعبی و ترس آن‌ها از قهرمان این روزهای نبرد با داعش “ابو عزرائیل” حالا تروریست های داعشی تلاش کردند تا در فضای مجازی به تخریب چهره این بزرگ‌مرد بپردازند و او را انسان فاسدی نشان دهند

تروریست های داعشی در تصویری تلاش کردند با سانسور تصویر ابو عزرائیل و یکی از دوستانش او را به همراه یک فاحشه و در حال شرب مشروب نشان دهند

 ۴

اما تصویر واقعی دروغ این دروغ‌گویان را برملا می‌کند

 ۵

۱-      شراب مورد ادعای داعشی ها آب پرتقال است

۲-      فاحشه کنار داعشی ها یک مرد است!!





تعداد صفحات : 21

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |  6 |  7 |  ... |